
یکی از مشکلات مزمن در حوزه فرهنگسازی عمومی این است که تصور میکنیم تغییر رفتار اجتماعی تنها از مسیر تبلیغات گسترده، کمپینهای پرهزینه و شعارهای فراگیر ممکن است. هر سال بودجههای قابل توجهی صرف تولید پیامهای تبلیغاتی، ساخت تیزر، نصب بیلبورد و طراحی پویشهای رسانهای میشود تا مردم به صرفهجویی در مصرف آب، برق، گاز و سایر منابع تشویق شوند. با این حال، نتیجه بسیاری از این تلاشها با میزان هزینهای که برای آن صرف شده، تناسب چندانی ندارد و دلیل این مسئله چندان پیچیده نیست، مردم بیش از آنکه به توصیهها واکنش نشان دهند، به رفتارها نگاه میکنند.
تصویری که روز گذشته از نشست تخصصی شورای همکاری دولت و دانشگاه با موضوع مدیریت بحران آب منتشر شد، از همین منظر قابل تأمل است. در این جلسه، مسعود پزشکیان برخلاف عرف رایج جلسات رسمی، بدون کت در جمع حاضر شد و سپس از حاضران خواست برای کاهش مصرف انرژی، کتهای خود را از تن خارج کنند. استدلال او ساده بود، وقتی میتوان با تغییر نوع پوشش شرایط آسایش را حفظ کرد، ضرورتی ندارد برای خنکتر کردن محیط، بار بیشتری به سیستمهای سرمایشی تحمیل شود.
در نگاه نخست، این اتفاق ممکن است یک جزئیات کماهمیت تلقی شود. اما مسئله در همین جزئیات نهفته است. بخش بزرگی از مصرف انرژی در هر جامعه نه محصول نیازهای اجتنابناپذیر، بلکه نتیجه عادتهایی است که به مرور زمان به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند. عادتهایی که آنقدر طبیعی به نظر میرسند که کمتر کسی درباره ضرورت آنها سؤال میکند.
پوشیدن کت در یک روز گرم و سپس پایین آوردن دمای محیط برای تحمل همان پوشش، یکی از همین عادتهاست. این مسئله فقط به یک جلسه دولتی محدود نمیشود. در بسیاری از ادارات، سازمانها، همایشها و محیطهای کاری، افراد ناچارند خود را با یک الگوی پوشش رسمی تطبیق دهند و سپس برای جبران گرما، مصرف انرژی را افزایش دهند. سالهاست که در بسیاری از کشورهای جهان این موضوع مورد توجه قرار گرفته و حتی برخی دولتها در فصلهای گرم، قواعد پوشش اداری را متناسب با شرایط اقلیمی تغییر دادهاند.
نکته مهم اما خود تصمیم پزشکیان نیست، بلکه پیامی است که در پس آن قرار دارد. او تلاش کرد به جای سخن گفتن از صرفهجویی، نمونهای عملی از آن را نشان دهد. تفاوت این دو رویکرد کم نیست. مردم معمولاً در برابر توصیههای مستقیم مقاومت میکنند، اما رفتارهای عینی را راحتتر میپذیرند و بازتولید میکنند.
این موضوع «الگوسازی رفتاری» است، یعنی تغییر نگرش و رفتار نه از طریق دستور و اجبار، بلکه از طریق ارائه نمونهای قابل مشاهده. به همین دلیل است که گاهی یک رفتار ساده میتواند اثری داشته باشد که دهها شعار و آگهی از ایجاد آن ناتوان باشند.
ارزش ماجرای روز گذشته بیش از آنکه در خود کُت درآوردن باشد، در شکستن یک الگوی ذهنی نهفته و اینکه مدیریت مصرف الزاماً به معنای تحمل سختی، کاهش رفاه یا محدودیت است، بود. پزشکیان در عمل نشان داد که گاهی مسئله نه کمبود منابع، بلکه شیوه استفاده از آنهاست.
ایران امروز با چالشهای جدی در حوزه انرژی روبهروست و حل این چالشها بدون سرمایهگذاری، اصلاح زیرساختها و تصمیمات کلان ممکن نیست. اما در کنار همه این اقدامات، واقعیتی وجود دارد که معمولاً کمتر مورد توجه قرار میگیرد، اینکه هیچ سیاستی بدون تغییر رفتارهای روزمره به نتیجه نخواهد رسید.
تغییر رفتار نیز همیشه از پروژههای بزرگ آغاز نمیشود. گاهی از یک اقدام ساده شروع میشود، اقدامی که به جای آنکه از مردم بخواهد کاری انجام دهند، ابتدا از خود آغاز میکند. شاید به همین دلیل باشد که تصویر یک رئیسجمهور بدون کت در یک جلسه رسمی، بیش از بسیاری از پیامهای تبلیغاتی درباره مدیریت مصرف انرژی دیده شد و مورد توجه قرار گرفت. نه به خاطر غیرمعمول بودن آن، بلکه به این دلیل که برای لحظهای، سیاست از پشت تریبون پایین آمد و به سطح عمل رسید.
منبع : خبرگزاری برنا

















































