
همشهری آنلاین - بهنام صدقی:
دکترین نخست: گذار از دفاع بازدارنده به بازدارندگی از رهگذر آفند بیامان
حمله به پایگاههای سنتکام در جنوب خلیج فارس، چشم و گوش رژیم صهیونیستی را کور کرد.
نتیجه: شکاف در سپر دفاعی اسرائیل و نفوذ پهپادهای ایرانی تا آخرین روز جنگ.
دکترین دوم: بازدارندگی تهاجمی از طریق گسترش جغرافیای بحران
انسداد راهبردی تنگه هرمز، قواعد بازی دشمن را در هم شکست. ابتکار عمل از واشنگتن و تلآویو گرفته شد. نبرد به وسعت اراده ایران کشیده شد.
دکترین سوم: تکامل ابهام فعال
دستگاه محاسباتی آمریکا در تشخیص الگوی تصمیمگیری ایران فلج شد.
اعتراف مقامات آمریکایی: مرکز ثقل و سازوکار توزیع قدرت در ایران را نمیشناسیم. دشمن در عدم قطعیت کامل، توان پیشدستی را از دست داد.
دکترین چهارم: تابآوری موزاییکی در برابر شوک ترور
شهادت جمعی فرماندهان در ساعات نخست، به دلیل ساختارمحوری نه فرماندهمحوری، بیاثر بود. پاسخ ایران فوری، تمامعیار و راهبردی بود. مرگ فرماندهان، ساختار را متوقف نمیکند، بلکه شتاب انتقامجویانه میبخشد.
دکترین پنجم: نظام جانشینپروری راهبردی
از روز نخست تا چهلم، هیچ خلا قدرتی پدید نیامد. نظام سیاسی-نظامی با اقتدار کامل میدان را مدیریت کرد. ساختار خودترمیمشونده، ضامن بقای فرماندهی است.
جان کلام
جنگ چهل روزه، نقطه عطف تحول دکترینال دفاعی ایران بود. تلفیق بازدارندگی آفندی، ابهام فعال، تابآوری موزاییکی و جانشینپروری ساختاری، موازنه قدرت در منطقه را برای همیشه دگرگون کرد.
منبع : همشهریآنلاین

















































