در ادبیات توسعه، برخی کشورها مسیر رشد خود را نه بر اساس روندهای طبیعی بازار، بلکه حداقل بر پایه نوعی طراحی آگاهانه طی کردهاند؛ الگویی که میتوان آن را توسعه مهندسیشده نامید. در این مدل، توسعه صرفا محصول خودجوش سرمایهگذاری خصوصی یا تحولات تدریجی اجتماعی نیست، بلکه حاصل مداخله هدفمند دولت، طراحی نهادی، برنامهریزی بلندمدت و هماهنگی میان بخشهای مختلف اقتصاد است. دولت در چنین ساختاری نه یک بازیگر منفعل، بلکه معمار توسعه محسوب میشود.